سلام به همه دوستهای خوبم،
من خوبم،دخمرمم خوبه،خوشبختانه تا اینجاش دوران بارداریه خوبی داشتم،حتی ویار هم نداشتم امیدوارم این ۲،۳ ماه باقی مانده هم به خوبی و خوشی بگذره،مشت و لگدهای خانم خانمها هم زیادتر شده و فکر کنم دیگه بچم طاقتش تموم شده
...فقط ۱ چیزی که چند وقتیه فکرمو مشغول کرده اینه که نکنه سونوگرافی اشتباه کرده باشه و بچم دختر نباشه،اخه کلی لباس براش خریدم و نمیدونم اگه پسر شد با این همه پیرهن و دامن و لباسهای دخترونه چکار کنم؟
.....
هر روز میرم سراغ لباسها و از تو کمد میریزمشون بیرون و میشینم دونه دونه نگاه میکنم و کلی قربون صدقه میرم،هر وقت هم که خاله و عمه هستی میان با دیدن لباسها کلی جیغ و داد می کنن،اخه دختر من هم از طرف خانواده خودم هم خانواده همسرم اولین نوه است و همه بی صبرانه انتظار اومدنش و می کشن،و فقط ۱ عمه و ۱ خاله داره و بچم عمو و دایی نداره
خلاصه به یک عمو و دایی نیازمندیم و از دوستان فداکاری که حاضر به همکاری در این امر خطیرند دعوت به عمل میاد
.راستی اگه چند وقته دیگه دیدین اسم این وبلاگ هم عوض شد تعجب نکنید چون ممکنه اسم دخترم و چیزه دیگه ای بذاریم،نمی دونم ولی جدیدا از اسم شیده هم خوشم اومده...
خلاصه که همه چیز این وبلاگ معلقه و ممکنه کنف یکون بشه ولی دعا کنید که جنسیت بچه درست باشه
.
راستی من هنوز سرویس تخت و کمد نگرفتم و فکر می کنم دیگه کم کم باید برم دنبالش،اگه احیانا شما جای خوب و مطمئنی سراغ دارید حتما بهم معرفی کنید.
عروسی هم خوب بود جای همه شما خالی بود،البته من و جناب همسر به همراه سایر پیرمردها و پیرزنها تو سفره خانه سنتی نشسته بودیم
و این واقعا عذاب اوره که ببینی تو عروسی همه دارن میرقصن و تو نتونی برقصی البته به قول مرجان جون فعلا سلامتی دخترم از همه چیز مهمتره
ولی در کل عروسی خوبی بود.
تا هفته بعد خداحافظ،دوستون دارم