تبليغاتX
Lilypie 1st Birthday PicLilypie 1st Birthday Ticker NAME="description" CONTENT="هستی من - "> هستی من

سلاممممممممممممممممم

 وای نمی دونید چه حالی دارم چه حسی دارم،واقعا جای همتون خالیه،امروز دخترم اولین برف زندگیش دید.تعجب نکنید من تهران نیستم دیشب اخر شب من و جناب همسر تصمیم گرفتیم بریم دماوند اخه مامانم اینها ساکن اونجا

هستند صبح که از خواب پاشدیم چشامون اومده بود رو سرمون فکر می کنم 10 یا 20 سانتی برف اومده باشه،به همین خاطر من و شوهرم اینجا موندگار شدیم شوهری هم مجبوره امروز سرکار نره،من اول مطمئن بودم که حتما تهران هم الان داره برف میاد ولی به یکی از دوستام که اس ام اس دادم و ازش سوال کردم گفت اونجا داره بارون میاد...خلاصه الان من دارم از خونه مامانم براتون می نویسم،بازم می گم جای همتون خیلی خیلی خالیه کاش بودید و این برف قشنگو می دیدید...خوب دیگه همه منتظر من هستند تا برم صبحانه بخورم....همتون دوست دارم....تا بعد.........

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 7:21 AM  توسط مامان هستی  | 

دوستهای خوبم بنا به تقاضای بالای شما عزیزان اومدم تا ادرس این مرکز امادگی های دوران بارداری و زایمان را برایتان بنویسم،

   ادرس:

     چهارراه پاسداران ـخیابان دولت ـخیابان حسینیه ـشماره ۳۷۴ ـواحد ۲۸

                              فیروزه روستا

                 دارای مدرک نخصصی از فرانسه

 تلفن:۰۹۱۲۲۴۵۴۶۲۲

        ۲۲۵۷۷۶۷۵ یا ۲۲۵۷۸۹۸۵

سایت:http://iranbirth.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385ساعت 10:31 PM  توسط مامان هستی  | 

سلام
  من الان از کلاس اموزش دوران بارداری برگشتم،امروز خانم دکتر در مورد امادگی برای روز زایمان صحبت کردند،اینکه چه وسایلی را از هفته سی و پنجم برای خودم و نی نی جون برای روز زایمان اماده کنم.
  راستی قابل توجه مامانهای هنوز فارغ نشده مثل خودم،خانم دکتر گفتند برای جلوگیری از زردی نوزادان خوبه که هفته های اخر از خوردن زردچوبه و زعفران و دارچین خودداری کنیم و خوردن عرق کاسنی یا ترنجبین در هفته های اخر هر روز به مقدار کم امکان زردی را کم می کند.
                                مواظب خودتون باشید فعلا بابای
+ نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 8:56 PM  توسط مامان هستی  | 

از دیروز غروب تا الان خیلی فکرم مشغوله،از قبل از اینکه باردار بشم همیشه فکرم مشغوله زایمان سزارین و طبیعی بوده،تا اینکه کلاسهای دوره بارداری رو رفتم ترجیح دادم که زایمانم طبیعی باشه ،دکتر خودم هم با زایمان طبیعی موافق بود ولی دیشب که برای اطمینان خودم پیش دکتر مظاهری رفتم اون گفت من اصلا زایمان طبیعی نمی کنم و سزارین بهتره و من دوباره دودل شدم.

  حدود یکی دو هفته پیش از یکی از دوستهام شنیدم که در یک تحقیقی که در دانشگاه میشیگان شده،به این نتیجه رسیدند که گوش دادن مادر به اهنگهای موزارت در دوران بارداری تاثیر خیلی خوبی روی رشد جنین داره.منم حالا چند روزیه که گیر دادم دارم همش موزارت گوش میدم

  دیگه هیچ خبر تازه ای هم ندارم،امیدوارم همتون خوب و خوش باشید تا بعد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385ساعت 8:45 AM  توسط مامان هستی  | 

سلام به همه دوستهای خوبم،

  من خوبم،دخمرمم خوبه،خوشبختانه تا اینجاش دوران بارداریه خوبی داشتم،حتی ویار هم نداشتم امیدوارم این ۲،۳ ماه باقی مانده هم به خوبی و خوشی بگذره،مشت و لگدهای خانم خانمها هم زیادتر شده و فکر کنم دیگه بچم طاقتش تموم شده ...فقط ۱ چیزی که چند وقتیه فکرمو مشغول کرده اینه که نکنه سونوگرافی اشتباه کرده باشه و بچم دختر نباشه،اخه کلی لباس براش خریدم و نمیدونم اگه پسر شد با این همه پیرهن و دامن و لباسهای دخترونه چکار کنم؟  .....

    هر روز میرم سراغ لباسها و از تو کمد میریزمشون بیرون و میشینم دونه دونه نگاه میکنم و کلی قربون صدقه میرم،هر وقت هم که خاله و عمه هستی میان با دیدن لباسها کلی جیغ و داد می کنن،اخه دختر من هم از طرف خانواده خودم هم خانواده همسرم اولین نوه است و همه بی صبرانه انتظار اومدنش و می کشن،و فقط ۱ عمه و ۱ خاله داره و بچم عمو و دایی نداره خلاصه به یک عمو و دایی نیازمندیم و از دوستان فداکاری که  حاضر به همکاری در این امر خطیرند دعوت به عمل میاد.راستی اگه چند وقته دیگه دیدین اسم این وبلاگ هم عوض شد تعجب نکنید چون ممکنه اسم دخترم و چیزه دیگه ای بذاریم،نمی دونم ولی جدیدا از اسم شیده هم خوشم اومده...

   خلاصه که همه چیز این وبلاگ معلقه و ممکنه کنف یکون بشه ولی دعا کنید که جنسیت بچه درست باشه .

   راستی من هنوز سرویس تخت و کمد نگرفتم و فکر می کنم دیگه کم کم باید برم دنبالش،اگه احیانا شما جای خوب و مطمئنی سراغ دارید حتما بهم معرفی کنید.

   عروسی هم خوب بود جای همه شما خالی بود،البته من و جناب همسر به همراه سایر پیرمردها و پیرزنها تو سفره خانه سنتی نشسته بودیمو این واقعا عذاب اوره که ببینی تو عروسی همه دارن میرقصن و تو نتونی برقصی البته به قول مرجان جون فعلا سلامتی دخترم از همه چیز مهمتره ولی در کل عروسی خوبی بود.

     تا هفته بعد خداحافظ،دوستون دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 9:32 PM  توسط مامان هستی  | 

چند وقتیه که من و دخترم کلاس اموزش بارداری می ریم یعنی از  وقتی که وارد نیمه دوم بارداری شدم .کلاسها هفته ای یکبار تشکیل میشه،۴۵ دقیقه اول به صورت تئوری خانم دکتر درس میده ،۴۵ دقیقه بعدی هم با هم ورزش می کنیم،پریروز که رفتیم خانم دکتر راجع به جنین و بهداشت روان مادر صحبت کردند و می گفت که چقدر ارامش مادر در روحیه و روان بچه تاثیر میذاره،هیچ چیز به اندازه ارامش این دوران برای بچه مهم نیست.دیروز هم رفتیم پیش دکتر خودم و گفت که رشد  بچه و همه چیزای دیگه طبیعی و خیلی خوبه فقط من اضافه وزن دارمشیرینیجات و چربی نباید بخورممشکل دیگه ای هم نیست.

  امشب هم می خوایم بریم عروسی،دیگه خبر تازه ای نیست.فقط ببخشید که دیر به دیر به روز می شم چون هنوز خیلی راه نیفتادم ولی ایشاالله کم کم راه میفتم.دوستون دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 10:40 AM  توسط مامان هستی  |