سلام سلام
اگه من دیر به دیر به روز می شم فکر نکنید به این خاطره که تنبلماااااا!!!نه نه اصلا این فکرو نکنید من فقط و فقط به این علت دیر به دیر میام که شما هی دلتون واسه من تنگ بشه و وقتی به روز می شم کلی واسم ذوق کنید...
و اما از اخرین هنرمندیهای دخترم براتون بگم:
هستی خانوم یاد گرفته که چند دقیقه ای بدون تگیه به جایی بشینه،البته دستهای خودش و می ذاره روی مچ پاش و تعادلش رو حفظ می کنه و بعد از چند دقیقه تعادلش رو از دست می ده و انحراف به راست پیدا می کنه.
و معمولا بعد از نشستن اولین کاری که می کنه اینه که فورا شست پاشو نشونه می گیره و به شدت تمام میبره به سمت دهنش و چنان ملچ و ملوچی می کنه که هرکی ندونه فکر می کنه چی داره می خوره.
پریشب تولد یکی از دوستان دعوت شده بودیم وهمه مهمونها هم زوجهای جوان بودند و تنها بچه جمع هم هستی بود و خلاصه طبق معمول هستی داشت از این دست به اون دست می چرخید و هر زوج جدیدی هم که از در وارد می شدند فکر می کردند که بچه مال اون کسیه که تو بغلشه و شروع می کردن قربون صدقه رفتن و می گفتن وای چه بچه نازی دارید اونا هم می گفتن بچه ما نیست و خلاصه همه مامان و بابای هستی و گم کرده بودن.من و جناب همسر هم خوشحال و خندان واسه خودمون راحت می گشتیم انگار نه انگار که بچه مال ماست.تا اینکه وسطها دیدم تو بغل یکی از این خانومها خوابش برده و منم بردمش تو اطاق خوابوندمش و بعد از ۱ ربع دیدم باز تو بغل یکی دیگست و خوشحال و خندان داره واسه خودش می خنده.وقتی رفتم بغلش کنم اون خانومه گفت من تو اطاق بودم دیدم بیداره و سرش هم بالاست داره می خنده،منم بغلش کردم.
کلا خیلی به صدا حساسه و با کوچیکترین صدایی بیدار می شه،وقتی هم که تو جمع یا مهمونی هستیم به هیچ وجه نمی خوابه،حتی اگه ساعت خوابش هم باشه با چشمهای نیمه باز و خمار بیدار میمونه تا خدایی ناکرده از قافله عقب نمونه،که البته این قضیه یک مقدار به فضول بودن خانوم خانوما بر می گرده،و خیلی عجیبه نمی دونم به کی رفته!!!
۵ شنبه شب هم عروسی دعوتیم،خاله بهارک هم ۱ لباس ژیگولیه ماکسی واسه هستی سوغاتی اورده که قراره تو عروسی بپوشه و دلبری کنه.(بهارک جون متشکریم)چون بهارک جون اصولا وبلاگو می خونه محض خودشیرینی تشکر کردم.
دیگه اینکه می دونم الان همتون دوباره دعوام می کنید که پس عکس هستی کو؟ولی با عرض شرمندگی من الان خونه مامان جونم به سر می برم و در حال حاضر عکس جدیدی از هستی ندارم،ولی این بشارت رو می دم که تا هفته دیگه ۱ عالمه عکسهای جدیدش رو براتون بذارم.
و باز هم خیلی خیلی از همه مامانها ممنونم که با وجودیکه من انقدر تنبلم و ماهی ۱ بار به وبلاگم سر می زنم،من رو طرد نکردند و انقدر لطف دارند و مرتب پیش من وهستی میان.
پیوست:خیلی خیلی به نگین جون تبریک می گم،چون نمی تونم به وبلاگش سر بزنم همینجا بهش تبریک می گم.
خیلی خیلی دوستون دارم......تا بعد